نگاهم با نگاهت قصه ها دارد عزیزم
رفتی...و منو با صندوقی از خاطره در ایستگاه عشق
جا گذاشتی
هنوز به امید آمدنت چشم انتظار هستم
زانو در بغل با چشمانی خیس ثانیه ها را کنار میزنم
پرستوهای عاشق در کنار من
و درخت بید از لرزش ایستاده به من میخندد
با کدام کشتی سفر کرده ای که سکاندارش نوح است
صبرم را از ایوب قرض کرده ام
زود بیا...ایوب در راه است...صبری نمانده برای پس دادن
میترسم شرمنده تو و ایوب شوم...زودی بیاعشقم

|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
|
شنبه 27 اسفند 1386 ساعت 9:47 بعد از ظهر |
بازدید : 195 |
نویسنده :
[cb:post_author_name]
| ( نظرات )
|
عروسک من
عروسک خوشگل من...نگات چه عاشقانه است
صدات برام ترانه است...عروسک قشنگ من
ميبوسم چشاتو...ميبويم موهاتو
عروسک من
تو ناري عروسک...تو عشقي عروسکم

|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
|
شنبه 27 اسفند 1386 ساعت 11:53 قبل از ظهر |
بازدید : 201 |
نویسنده :
[cb:post_author_name]
| ( نظرات )
|
يك نفس مانده برایم، دیده ات بگشا ببین
جنگل انبوه زلفت را برایم باز کن
تا بلرزد بر تن عریان برکه پیکر رنجور شب
باز کن چشم سیاهت را برایم
ای سیه مژگان من..!

|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
|
شنبه 27 اسفند 1386 ساعت 11:42 قبل از ظهر |
بازدید : 197 |
نویسنده :
[cb:post_author_name]
| ( نظرات )
|
من تن لخت همه گلهاي وحشي را نوازش مي کنم
جويبارم من تن هر عاشقی را سیراب میکنم
موج بي تابم که بر ساحل صدفهای پری مي آورم همراه
با تو دریا میشوم هرشب
برایت عشق میبارم

|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
|
شنبه 26 اسفند 1386 ساعت 11:52 بعد از ظهر |
بازدید : 193 |
نویسنده :
[cb:post_author_name]
| ( نظرات )
|
قطرات باران...و من پشت يک پنجره شکسته...مثل قلبم
ابرها گریان ...آسمان بیمار...و من تب دارم امشب
غصه بسیار دارد این دل بیقرار
از جا بر میخیزم...زیر بارون...نگاهم به آسمان
باران میبوسد...گونه هایم را
خوشا بحال گلها...چه شور و حالی دارند
خوش به حال باغچه...
خوش به حال آنان که زير باران رفتند و تمام تنشان
خیس باران شد...خوشا بحال من
خوشابحال من که غرق اشک شدم...

|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
|
جمعه 26 اسفند 1386 ساعت 11:15 بعد از ظهر |
بازدید : 187 |
نویسنده :
[cb:post_author_name]
| ( نظرات )
|
یادت را زمین میگذارم... خاطراتت را میریزم توی رودخانه
میخواهم زیر باران نفسی تازه کنم...

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2