دلنوشته های همسفر عشق
قلبم همیشه با توست
پنج شنبه 18 اسفند 1398 ساعت 9:46 بعد از ظهر | بازدید : 80 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

آری عشقم...همین جاست...زیر همین درخت پیر...شاهد عاشقانه هایمان همین کلاغ سیاه است...آن هم منتظر من و توست...تو هستی ...با همان فانوس ...اما من...زیر خروارها سنگ آرمیده ام...قلبم برای همیشه با توست...

 

 


 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


قلبم را به تو هدیه کردم
پنج شنبه 18 اسفند 1398 ساعت 9:3 بعد از ظهر | بازدید : 65 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

تمام قلبم را به تو هدیه کردم...و تو سنگين ترين نگاهت را... زماني به من هديه دادي ...كه تنها با سكوت چشمانت ...ميتوانستم عمق عشقت را دريابم... و آنقدر آرام از كنارم عبور كردي ...كه حتي قطرات اشکم ...ثانیه ها در هوا معلق بودند...و تو عمق دلتنگی مرا نفهمیدی...


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


یادت هست
پنج شنبه 18 اسفند 1398 ساعت 8:45 بعد از ظهر | بازدید : 98 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

يادت هست...داشتی میرفتی...اومدم کنار پنجره...در حالی که چشمام پر از اشک بود...با بغضی سنگین توی گلو گفتم...عزیزم نامه یادت نره...تو مرتب لبخند میزدی...و میگفتی حتما نامه میدم...چرا داری بیقراری میکنی...گفتم آخه میترسم...یه حسی داره بهم میگه ...این آخرین دیدارمونه...و دوباره تبسمی کردی و گفتی...مطمئن باش برمیگردم...حالا من پشت پنجره بعد از سالها انتظار...اومدنش را دیدم...اون راست میگفت...اومد...اما با کس دیگه...دلم برای خودم میسوزه...هنوز یادت از قلبم خارج نشده...هنوز هم عاشقتم...

برچسب‌ها: یادت هست ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


بهار من تویی عشقم
18 اسفند 1398 ساعت 12:23 قبل از ظهر | بازدید : 68 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

 وقتی به تو فکر میکنم...

بهار می آید و جا خوش میکند...

روی سطر های باران زده مینویسم هر روز برایت....

دنیای عجیبی ست...

بهارمن ثانیه به ثانیه  می آید...

ثانیه به ثانیه....!!

بهار من تویی عشقم...

 

 

 

 

برچسب‌ها: بهار من تویی عشقم ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ساده اما تا ابد شنیدنی
18 اسفند 1398 ساعت 12:21 قبل از ظهر | بازدید : 72 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

 عشق یعنی موسیقی اسم تو...

ساده اما تا ابد شنیدنی...

یعنی تو که بی بهانه و دلیل...

بهترین دلیل عاشق شدنی...!!

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


چراغ های رابطه تاریک اند
18 اسفند 1398 ساعت 12:19 قبل از ظهر | بازدید : 100 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

 دلم گرفته است...

دلم گرفته است...

به ایوان میروم...

و انگشتانم را... 

بر پوست کشیده شب میکشم...

چراغ های رابطه تاریک اند...

چراغ های رابطه تاریک اند...

کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد...

کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد...

پرواز را به خاطر بسپار...

پرنده مردنی ست...!!

 

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


برگرد
18 اسفند 1398 ساعت 12:17 قبل از ظهر | بازدید : 87 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

 برگرد...!!!!

یادت را جا گذاشتی...!!

نمیخواهم عمری به امید اینکه برای بردنش برمیگردی سر کنم...

 

 

برچسب‌ها: برگرد ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


دوستت دارم ای امید محال
18 اسفند 1398 ساعت 12:15 قبل از ظهر | بازدید : 84 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

 آه...

من هم زنم...

زنی که دلش در هوای تو میزند پر و بال...

دوستت دارم ای خیال لطیف...

دوستت دارم ای امید محال...!

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


میخواهم با تو باشم
پنج شنبه 18 اسفند 1398 ساعت 11:25 قبل از ظهر | بازدید : 73 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

میخواهم با تو سخن گویم...میخواهم شاید هارا .. اگر ها... همه دردهارا.. میخواهم بودنها... نبودنها... همه بیقراریها را...باز گو کنم... من همه جا را گشته ام... هیچ جای دنیا ...به اندازه خلوت نگاهت آرامم نمیکنه... میخواهم داشتنت را... به خلوت نگاه شقایقی گریان تقدیم کنم...میخواهم وسعت دلتنگیم را...چاره ای باشی...میخواهم با تو باشم...


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


هوای قلبم را داشته باش
پنج شنبه 18 اسفند 1398 ساعت 11:20 قبل از ظهر | بازدید : 93 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

مانده ام همه چیز را با تو قسمت کنم ...یا اینکه همه چیزمان یکی باشد...بیا کنارم بایست...میخواهم قسمت کنم...تو نیمی از من را داشته باش و من نیم تو را...تقسیم کردیم...و تو رفتی...اما چه بی انصاف بودی...نیمه قلب خودت را بردی...با نیمه قلب من...حالا من ماندم و دو نیمه بی قلب...که چه کنم...حالا که فرقی نمی کند...هوای قلبم را داشته باش ...


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
نویسندگان
نظر سنجی

شما دلنوشته را با چه متنی دوست دارید

خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



دیگر موارد

آمار وب سایت:
 

بازدید امروز : 7
بازدید دیروز : 221
بازدید هفته : 741
بازدید ماه : 607
بازدید کل : 154597
تعداد مطالب : 279
تعداد نظرات : 27
تعداد آنلاین : 1



Alternative content


تبادل لینک هوشمند

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان دلنوشته های روزبه جاوید و آدرس rozbeh89.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.






آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 279
:: کل نظرات : 27

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 14

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 7
:: باردید دیروز : 221
:: بازدید هفته : 741
:: بازدید ماه : 607
:: بازدید سال : 2020
:: بازدید کلی : 154597