چهار شنبه 17 اسفند 1398 ساعت 6:3 بعد از ظهر |
بازدید : 144 |
نویسنده :
[cb:post_author_name] | ( نظرات )
در خلوت جنگل چشمانم باد می وزد... در نگاهم همه چیز را می یابی...شور و نشاط...عشق را...دلم تنگ نیست...فقط هوا ی دلم بارانیست...اینجا من تنها مانده ام...تنها در انتظار باران...میخواهم لحظه های دلم را...بارانی کنم...