همه چیز را شکستیم...
تو قلبم را...من غرور را...
تو احساسم را...و من فاصله را...
دیگر قلبی ندارم فدایت کنم...
تاب موندن هم ندارم...
کنار رودخانه ایستاده ام...تا اینکه بشویم خاطرات با تو بودن را...

|
دلنوشته های همسفر عشق
|
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید