دلنوشته های همسفر عشق
بانوی شرقی
ساعت | بازدید : 759 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 0 )

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


عشق دو بخشه
ساعت | بازدید : 785 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 0 )

                  عشق

همه بچه ها سر کلاس درس نشسته بودند. همه پر جنب و جوش و من گوشه ای

زانو در بغل و غمگین نشسته بودم

معلم آمد.سلامی کرد

بچه ها درس امروز...عشق.بله عشق درس امروزه

بچه ها عشق یعنی عاشق شدن

عشق یعنی به مقصود رسیدن

عشق یعنی برای کسی دلتنگ شدن

عشق شیرین است

عشق جذاب است

حالا کی میدونه عشق چند بخشه

بچه ها...آقا یک بخشه

معلم ...آفرین

معلم...آهای ...با شما هستم

با من بود...آقا با من هستی

معلم بله

گفتم...بفرمائید

معلم...عشق چند بخشه

گفتم...دو بخشه

معلم نه بچه جون...یک بخشه

دوباره تکرار کردم همه شما اشتباه میکنید

عشق دو بخشه

معلم عصبانی شد

بچه جان...عشق را بخش کن

گفتم...چرا یک بخشه

معلم گفت...عشق...ببین دیدی یک بخش بود

گفتم...پس چرا عشق من تنهام گذاشت

اما عشق جاوید...هنوز با هم هستند

اگه عشق یک بخشه چرا عشقم همیشه بهم خیانت میکنه اما عشق جاوید وفادار مانده

اگه عشق یک بخشه چرا دلتنگی و بیقراری

عاید من شده اما عشق جاوید از شور عشق لبریزه

نه آقا...عشق دو بخشه

یک بخش آن خوشبختی

و یک بخش آن دلتنگی و بیقراری

معلم مات و مبهوت مانده بود

معلم...بچه ها عشق دو بخشه

من اشتباه کردم...عشق واقعا دوبخشه

از امروز به بعد عشق دوبخش شد

برای همه

 دوستانی که تمایل به دنبال کردن دلنوشته های من رو دارند میتونند به این آدرس مراجعه کنند

http://rozbeh90.loxblog.com


|
امتیاز مطلب : 26
|
تعداد امتیازدهندگان : 9
|
مجموع امتیاز : 9


ظالم
ساعت | بازدید : 817 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 0 )

 

همه زندگیم شده خاطره

تنها با رویاهایت سیر میکنم

اینقدر در خاطره هایت گم شدم

که رویاهایت در ذهنم یخ بسته

دیگر تاب و توانی نمانده

خسته شدم از اینهمه انتظار

این را بدان به من ظلم کردی

ظالم


|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


ساحل نشین اشک
ساعت | بازدید : 785 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 0 )

 

ساحل نشین اشکم

میخواهم هر چه دلتنگی دارم

از اشکهایم برون ریزم

میگویند عشق آمدنی است

آمد

خیلی دیر آمد

اما باز شیرین است

همان طعم بیقراری

دلم برات تنگ شده میدانی

میدانم که خوب میدانی

آخه من و تو یکی هستیم مگه نه

 

sittitle[1].gif


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


وقتی هستی
ساعت | بازدید : 713 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 0 )

وقتی هستی...غم می گریزد... غصه میمیرد...ابر میخند... شب روشن میشود...سایه میگریزد...و نگاه عاشقانه ات...همچنان میرقصد...برای من...برای عشق...و چشمان من...بیتابی قطره ای باران ...روی گونه ام را دارند...نگاه عاشقانه ام را ببین

 

love


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


بیقرار
ساعت | بازدید : 606 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 1 )

 

امشب میخواهم قلبم را برایت ترسیم کنم...

نیازی به آمدن نیست...

نامه رسان هم بگو نیاید...

آسمان چشمانم مال تو...

تا مرا از درونم ببینی...

شبها باخاطراتت اطاقم را نورانی میکنم...

 من همچنان ترسیم میکنم آمدنت را

 

درون دل بیقرارم

 


|
امتیاز مطلب : 117
|
تعداد امتیازدهندگان : 33
|
مجموع امتیاز : 33


چشمهایت
ساعت | بازدید : 616 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 0 )

چشمهایت را باز کن

میخواهم ماه را ببینم

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


کی می آیی
ساعت | بازدید : 566 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 0 )

 

 

 

بگو سرگرم چی بودی..؟!

 که اینقدر ساکت و سردی!

 تو که آرامشم بودی..

چرا دلواپسم کردی..؟!

 

هنوزچشم براه هستم...راستی روزی می آیی

و منو از این بی قراری رها کنی..

چشمهایم را نمی بندم...میترسم بیایی

و من تو را نبینم..

tifooss.coo.ir

 

 


|
امتیاز مطلب : 22
|
تعداد امتیازدهندگان : 7
|
مجموع امتیاز : 7


رخساره
ساعت | بازدید : 626 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 0 )

چشمهای زیبای تو

نامش رخساره...نگاهش همچون رنگین کمان

موهایش شانه شکوفه ها

لبانش غنچه یاسمنها

دلش آسمانی

پرواز من به تاخیر افتاده بود

طبق معمول لپ تاپ روی پاهایم در سالن

انتظار...و نوشتن درد دلم

خانمی روی صندلی بغل من نشسته بود

با تلفن همراه مشغول صحبت بود

من هم سرگرم نوشتن بودم

صدای بلندش افکارم را بهم ریخت

منتظر شدم صحبتش تمام شه

بعد ادامه بدم...تمام کرد...من هم ادامه دادم

اون داشت به مانیتور نگاه میکرد

یکباره آرام گفت...آقا ببخشید...این سایت

لوکس بلاگ هستش...گفتم بله

گفت...اینی که مینویسی چی هست

گفتم دلنوشته...گفتند چه جالب...متن را تموم

کردم ...ذخیره کردم...دوباره وارد صفحه

اصلی شدم...کل مطالب را باز کردم

اولین متن را انتخاب کردم که مرور کنم

گفتند...ببخشید میشه مطلب رو بخونم

گفتم خواهش میکنم...متن را خوند

گفتند خیلی دلنشین و زیبا بود

این متن رو برای کی نوشتی

گفتم برای دلم...شخص خاصی وجود نداره

تبسم زیبائی کردند...ادامه دادند...

اسم وب شما چیه ...گفتم دلنوشته های

روزبه جاوید...نگاهی کردند...گفتند یعنی

شما آقای روزبه جاوید هستید

گفتم بله...دستش رو به طرف من دراز کرد...

گفتند من هم رخساره هستم...از آشنائی با شما خیلی خوشحالم...

من هم دستم را با تاخیر دراز کردم دستش را

گرفتم...من هم گفتم خوشبختم

دستم را رها نکرد...گفتند من از این دلنوشته ها

خیلی خوشم میاد...خلاصه تقریبا 15 دلنوشته

رو خوند...چشمهایش خیس شده بود

چشمان سبز ...و بر اثر اشک سفیدی چشم

قزمز شده بود...تحت تاثیر قرار گرفتم

کلی صحبت کرد...سئوالهای شخصی

و خیلی چیزهای دیگر...در مورد خودش هم کلی صحبت کرد...اهل ارومیه بود...پدرش از سرمایه

داران تهران بود...مجرد بود...شماره تلفن مرا

هم گرفت...به من میس داد...تا شماره اش هم روی موبایل من هم بیفته...الان نمیدونم چه کنم

نمیخوام کسی به من وابسته شه

چند بار زنگ زد...جواب ندادم

سال نو را اس داد...و نوشت اگر دوست نداری جواب بدی بگو...حال نمیدونم چه کنم

جواب اس را دادم...دلم نمیاد بی تفاوت باشم

میخوام امشب بهش زنگ بزنم

هر چه باداباد

عکس های عاشقانه زیر باران


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


آسمان عشق من
ساعت | بازدید : 588 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 0 )

 http://otaghak.irجامعه دوستیابی با امکانات جالب

دریچه ای رو به خورشید...نگاهی عاشقانه... قلبی زلال و الهی...نگاهت را به زمین معطوف نکن...بگذار دلت سیر کند در اعماق سیرت خوبان...تماشا کن...ببین طراوت سبز جامگان را...نگاه عاشقانه شقایقها را بنگر...عاشق باش...

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com  

 

 تو پاسخ منی...تو انتهای شور و عشق منی..

در برابرت چه کنم..؟!

چه جمله ای را برقصانم تا لایق حضورت باشد..؟!

 بوی تنت مست و مدهوشم میکند..

این بوی بهار است یا رایحه شمیم توست..؟!

ای رویای عشق، بتابان گرمی عشق را بر یاسمنها...نسترنها...نگاهت را می جویم در نگاه باران..بگذار باران عشقت بر من ببارد... تا من در زیر این قطرات مست و سیراب شوم..! نفس تازه ات را عطر برگهای بهاری کن...ببین رقص قاصدکها را.. بگذار کویر دلم به دریای دلت راه یابد.. 

میخواهم فرهاد تو باشم...بگذار تا جاودانگی عشق را در خود ببینم..   

می خواهم با تو به اوج ابرها سفر کنم..

 بیا با عشقی ناب..!

آسمان عشق میداندکه من تو را چگونه دوست میدارم...



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 279
:: کل نظرات : 27

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 14

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 0
:: بازدید هفته : 11
:: بازدید ماه : 90
:: بازدید سال : 90
:: بازدید کلی : 90
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران