دیگر سکوت خواهم کرد
میخواهم فریاد نزنم
خسته از نذر و نیاز شده ام
تا کی اشک بریزم و چشمهایم به درگاه بماند
چشمهایم را میبندم
گونه هایم را سیلی خواهم زد
دهانم را چفت خواهم کرد
قلبم را له میکنم
دیگر میخواهم به کسی فکر نکنم
دیگر در انتظار نخواهم ماند

نگاهم با نگاهت قصه ها دارد عزیزم
رفتی...و منو با صندوقی از خاطره در ایستگاه عشق
جا گذاشتی
هنوز به امید آمدنت چشم انتظار هستم
زانو در بغل با چشمانی خیس ثانیه ها را کنار میزنم
پرستوهای عاشق در کنار من
و درخت بید از لرزش ایستاده به من میخندد
با کدام کشتی سفر کرده ای که سکاندارش نوح است
صبرم را از ایوب قرض کرده ام
زود بیا...ایوب در راه است...صبری نمانده برای پس دادن
میترسم شرمنده تو و ایوب شوم...زودی بیاعشقم

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
|
شنبه 27 اسفند 1390 ساعت 21:59 |
بازدید : 206 |
نویسنده :
[cb:post_author_name]
| ( )
|
عروسک من
عروسک خوشگل من...نگات چه عاشقانه است
صدات برام ترانه است...عروسک قشنگ من
ميبوسم چشاتو...ميبويم موهاتو
عروسک من
تو ناري عروسک...تو عشقي عروسکم

|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2