وقتی به تو فکر می کنم... بی اختیار باران میبارد...اشکهایم سرازیر میشود...میان دستهای لرزانت...نگاهم گره خورده...میان نگاه غریبانه ات...صدایم کن...میخواهم برایت آواز بخوانم...چشمهایت را نیمه باز کن ...میخواهم چشمهایم را به استقبال نگاهت بفرستم...

|
دلنوشته های همسفر عشق
|
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید