ای کاش باران نگاهم لب میگشود...و ای کاش قلب بیقرارم آرام میگرفت...میخواهم غبار مه آلود شیشه قلبم را پاک کنم...میخواهم نگاهم را به آسمان آبی معطوف کنم...میخواهم خودم را بیابم...خودم را که سالهاست در جنگل عشق گمشده ام...

|
دلنوشته های همسفر عشق
|
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید