وقتی هستی...غم می گریزد... غصه میمیرد...ابر میگرید... شب روشن میشود...سایه میگریزد...و نگاه عاشقانه ات...همچنان میرقصد...برای من...برای عشق...و چشمان من...بیتابی قطره ای باران روی گونه ام را دارند...

|
دلنوشته های همسفر عشق
|
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید