دلنوشته های همسفر عشق
پری من
چهارشنبه 10 اسفند 1390 ساعت 00:27 | بازدید : 265 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 0 )

سلام پری من...سلام ای زیباترین مخلوق خدا...ازروزی که تورا دیدم ...روز اول زندگی شیرین من بود...هنوز ستاره های آسمان در انتظار پری بودند...بوی تنش عطر بهشت را داشت...روزی که صدایت را شنیدم ...اولین موسیقی دلنشین گوشم را نوازش کرد...آه ای پری من...یادت هست در اولین دیدار...شکوفه های لبخند شیرینت ...چه شوری در دلم بر پا کرد...هنوز شیرین بود...تبسم لبخندت...و هنوز زیباست...طرز نگاهت...اولین باری که ... دستم را گرفتی... گرمای خورشید را در بدن من تزریق کردی...خوب بیاد دارم... روزی که چشمانم بارانی شد... نفس هایت ساحل غم هایم شست و با خود برد... روزی که ترسیدم ...شانه هایت تکیه گاهم شد... روزی که صدایت کردم ...نسیم بهار در گیسوانت چرخید... روزی که در کنارم ایستادی ...سایه ام بر زمین نشست... روزی که گفتم در کنارم میمانی ...اولین باورهایم در صداقت کلامت یافتم...آه ای نازنین من... روزی که مهربانیت را به من دادی... نفسهایم در نفس هایت جاری شد... و من آن روز از نگاه تو... آسمان را دیدم...ستاره ها را در حال رقص دیدم... و من آن روز تورا باور کردم ... پری من...ای پری زندگانی من...یادت هست...در کنار شقایقهای وحشی...چه عاشقانه برایم آواز میخواندی...خوب کلمات یادم است...یه شب یه روز یه ماه یه سال...

آری عشق من...امشب مثل تمامی شبهابا خاطراتت میخوابم...به امید دیدن پری ...


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


محبوبه شبم بیا
سه‌شنبه 09 اسفند 1390 ساعت 23:38 | بازدید : 264 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 0 )

محبوبه شبم بیا چشمهایم بدنبال کدام محبوبه شبی سرگردان مانده اند ...پیدایش نمی کنم ...انگار در همین حوالی بود.... همین نزدیکی ها در کنار آن .کلبه ...شاخه های خشک درخت انار...و کلاغهای سیاه شاهد بودند...شالی بر سر داشت...اندام قلمیش خوب یادم هست... چشمهایش گوئی ساختگی بود...نگاهش مستم میکرد....گذرم که به آن حوالی می افتاد...از دور صداي دلنشینش را می شنیدم ... که من را می کشید سوي خود.طلسمم می کرد .... به خود که می آمدم آنجا بودم... در کنارهمان کلبه...صدای آوازش عاشقترم میکرد...همیشه تنها بود...درست مثل من ......آوازش همیشه از دل بود و برای دل... شکایتی نداشت از هیچ کس و هیچ جا... و این چه غریب می نمود براي من... که از همه کس و همه جا دلگیر بودم .... امروز آمدم با این قصد که بپرسم او کیست... از کجا آمده؟ اینجا چه می کند... نمی دانم پیدایش نمی کنم جایی همین حوالی بود .... در کنار آن سرو بلند...میان شاخه های گیلاس...بویش را حس میکنم...صدایش را میشنوم... اما چرا او را نمیبینم...صدایش میکنم...محبوبه...محبوبه شب...محبوبه شبم بیااااااا...اما ........ دوباره غمگین باز گشتم تا با یادش زندگی کنم...

 


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


چه زخمهایی دارم
سه‌شنبه 09 اسفند 1390 ساعت 18:45 | بازدید : 231 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 0 )

چه زخمهایی دارم...بر تنم...بر قلبم...و تو همچنان زخم میزنی تمام وجودم را...و من اینقدر از درد به خود میپیچم...که همه فکر میکنند من رقصنده خوبی هستم...آری از روزی که تو را دیدم کلی هنر آموختم...


|
امتیاز مطلب : 12
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4


پنهان میکنم عشقم را
سه‌شنبه 09 اسفند 1390 ساعت 18:37 | بازدید : 236 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 0 )

همیشه پنهان میکنم...در چشمانم نگاه تو را...تنهايي ام رادر کوچه های دلتنگی...دلتنگیهایم را در فریاد هایم...و پنهان میکنم...حرفهایم را در لبخندم...و پنهان مي کنم قلبت را درون سینه ام...و غصه هایم در پشت نگاهم...ببین چه هنر مندی هستم...


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


بیا در آغوشم
سه‌شنبه 09 اسفند 1390 ساعت 18:04 | بازدید : 199 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 0 )

میخواهم تو را در آغوش بگیرم...دریا هم که باشی ...تو را در آغوش میگیرم...اقبانوس هم که باشی...در گوشه دلتنگی من جای خواهی گرفت...چه خلاقیتی هست...در انتهای قلبم...


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


بغضی از جنس فولاد
سه‌شنبه 09 اسفند 1390 ساعت 13:51 | بازدید : 268 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 0 )

شده تا حالا دلت بگیره و بغض گلوت بترکه...اینقدر گریه کنی تا دلت خالی شه ...راحت شی...آه...چه حس خوبی...اما من...آره من همیشه دلم گرفته...اینقدر بغض کهنه توی گلوم گیر کرده...هر چه میکنم نمیدونم چرا نمیترکه این گره لعنتی...انگاری پیچ خورده تو گلوم...هر چی آب هم میخورم ...گره گلوم وا نمیشه...نمیدونم...شاید اشکی نمانده برا گریستن...


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


میخواهم سکوت کنم
سه‌شنبه 09 اسفند 1390 ساعت 13:38 | بازدید : 255 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 0 )

گاهـي میخواهم فریاد بکشم...اما فریاد رسی نیست...دلم برای خودم تنگ میشود...برای روزهای با تو بودن تنگ میشود...میخواهم سکوت کنم...سکوتی از فریاد ناخواسته...سکوتی که پر از فریاد های بی کسی است...دلم میخواد کودکی بودم بازیگوش...تا با خودم قایم با شک بازی کنم...چشمهایم را بگیرم و تو قایم شی...و من بشمرم ...بعد هم پیدات کنم...و اینقدر از دلتنگی فشارت دهم تا در من حل شی...گاهی میخواهم اشک باشم...تا روی گونه ات بنشینم...گاه میخواهم نباشم...نباشم تا ندانم چگونه دلم را میشکنی...دلم براي خودم تنگ ميشود... گاهي دلم براي باورهاي گذشته ام تنگ ميشود... گاهي دلم براي پاكيهاي كودكانه ي قلبم ميگيرد..


|
امتیاز مطلب : 13
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4


الو سلام
سه‌شنبه 09 اسفند 1390 ساعت 11:24 | بازدید : 301 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 0 )

 

 

یک تماس اشتباهی ...الو سلام...میخوام با هات دوست شم ...

 من دوستی ندارم...اینجا خیلی تنهام….

خیلی خوشحال شدم...که میتونم شریک تنهایی کسی شم...آخه من خودم هم تنها بودم...

فردای آنروز...کلی صحبت کردیم...دیگه تنها نبود...کسی رو داشت که غمخوارش باشه...من هم خوشحال بودم...حرفهایی میزد که منو عاشق خودش میکرد...آخه من خیلی تنها بودم...اما بروی خودم نمی آوردم...

روز بعد...من منتظر زنگ تلفن...از جا جستم...الو سلام...صدای دلنشینش آرومم کرد...کلی صحبت قشنگ کرد...در آخر گفت ...میشه تو رو ببینم...

کلی خوشحال شدم ...گفتم باشه...اون میگفت من خیلی تنهام...غافل از این که من از او تنها ترم...

روز بعد...

سر ساعت مقرر...من بودم و دلهره...راس ساعت آمد...گامهایش دلم را به هیجان وا میداشت...نزدیک شد...سلام...سلام عشقم...عاقبت از تنهایی رها شدم...

تو اولین و آخرین عشقم خواهی بود...خنده ای از سر شوق کردم...خوشحال بودم...که هر دو از تنهایی رها شده بودیم...


روز بعد...منتظر زنگ تلفن بودم...

الو سلام...عزیزم یک سفر کاری دارم...چند ماهی نیستم...یادت باشه تو عشق منی...

فراموشم نکنی...

اون نمیدونست تمام زندگی من شده اون...گفتم باشه اما یادت باشه یه فلبی اینجا همیشه برات میتپه...

یک هفته بعد...الو سلام...

عزیزم اینجا خیلی زیباست...آدمهای زیبایی هم داره...اینجا مثل شهر خودمه...

اصلا احساس دلتنگی نمیکنم...عرق سردی روی پیشونی من نشست...

گفتم مواظب خودت باش...

یک ماه بعد...آخه بعد از هر تلفن فاصله زمانی تماسها طولانی تر میشد...

الو سلام...چقدر خوشحال بود...چه خبر...اینجا هوا خوبه...اینجا با یک نفر آشنا شدم

شبها با هم میریم بیرون...خیلی خوش میگذره...دیگه تنها نیستم...

تو چه میکنی...اونجا خوش میگذره...گفتم بی تو نه...اینجا من خیلی تنهام...

سه ماه بعد...

الو سلام...راستی من با این دوستم قرار نامزدی گذاشتیم...آخه اینجا قراره ماندگار بشم...گفتم تنها نباشم...این هم خیلی زیبا و مهربونه...

تو چه میکنی...من اینجا خیلی تنهام...

یک سال بعد...

الو سلام...راستی ببخشید دیگه شاید نتونم بهت زنگ بزنم...گفتم بی خبر نباشه...

برات آرزوی موفقیت میکنم...

تو چه میکنی...

من اینجا خیلی تنهام...

خدا نگهدارت باشه مواظب خودت باش...اینجا من همیشه تنها بودم...با تو و یا بی تو
















 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


دیگر چیزی نمیخواهم
سه‌شنبه 09 اسفند 1390 ساعت 10:50 | بازدید : 231 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 0 )

تو باشی... باران باشد...جنگل باشد... یک خیابان بی انتها باشد...نگاه عاشقانه ات باشد...دیگر چیزی نمیخواهم...


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


منتظرم باز گردی
سه‌شنبه 09 اسفند 1390 ساعت 10:48 | بازدید : 218 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 0 )

درتمام روزهای که زندگیم بودی... من سهمی در زندگی تو نداشتم...صدایت آرامش دلم بود...صدایت را از من دریغ کردی...هر روز بی خبر میرفتی...اما باز میگشتی...این بار رفتنت خیلی طولانی شد...من هنوز منتظرم باز گردی...


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 279
:: کل نظرات : 27

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 14

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 2
:: باردید دیروز : 0
:: بازدید هفته : 13
:: بازدید ماه : 92
:: بازدید سال : 92
:: بازدید کلی : 92
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران